مرتضى راوندى

192

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

فصاحت از بهترين اشعار عهد قاجاريه به‌شمار مىرود . سال وفات او را شاهزاده اسد الله ميرزاى قاجار ، 1274 قمرى ذكر نموده است . » « 1 » نشاط ميرزا عبد الوهاب نشاط از شعرا و نويسندگان نامدار عهد قاجاريه بود ، پس از آنكه مورد عنايت فتحعليشاه قرار گرفت ، از بركت لياقت و كاردانى به سرپرستى ديوان رسائل برگزيده شد و تا پايان عمر موقعيّت ممتاز ديوانى خود را از كف نداد . ترجمهء احوال او : « نشاط به سال ( 1175 ه . ق ) در شهر اصفهان تولد يافت . پدربزرگ او ، عبد الوهاب ، حكومت اصفهان داشت و مال و ثروت فراوان براى او باقى گذاشت . . . نشاط تربيت خوبى يافت و علاوه بر زبان مادرى ، زبانهاى عربى و تركى را فراگرفت و در حسن خط سرآمد اقران شد و با شعر و ادب فارسى و عربى و دانشهاى زمان خود از دينى و رياضى و حكمت الهى و منطق آشنايى يافت . چون به عرصه رسيد ، يكى از هواخواهان جدى دبستان « بازگشت ادبى » شد و در آن زمان كه شهر اصفهان مركز اين جنبش و رستاخيز شعر و ادب بود ، درهاى مهمان‌نوازى او بر نويسندگان و دانشمندان باز و « محفلش مجمع شهرا و ظرفا بود » « 2 » كه هفته‌اى يك‌بار در آنجا گردآمده داد سخن مىدادند ، و او و يارانش بودند كه به طريق قدما شعر سرودند و سنت قديم ادبيات فارسى را از نو زنده كردند . نشاط در سال ( 1218 ه . ق ) به تهران آمد و به دربار فتحعليشاه راه يافت و سمت دبيرى و منشيگرى و لقب « معتمد الدوله » گرفت و پس از چندى به سرپرستى ديوان رسائل گمارده شد . « 3 » در شرح احوال او گفته‌اند : با اينكه از مال دنيا بىبهره نبود و درآمد شخصى از املاك اصفهان داشت ، چون مردى بخشنده و مهمان‌نواز بود ، در اندك مدتى هرچه داشت از دست داد و مبلغ زيادى ( سى يا چهل هزار تومان ) وامدار شد . گروهى از درباريان براى آنكه سرزنشى از شاعر كرده باشند ، نزد شاه از او سخن راندند كه « بزرگان مال بازرگان به گزاف برند و به اجحاف خورند . » اين سخن به سود او پايان يافت . شاه را دل بر حال او سوخت و دستور داد بستانكاران به دربار آيند و وام شاعر را از كيسهء شاه شاعرنواز بستانند و آنان « از بام تا شام دسته‌دسته مىآمدند و بسته‌بسته همى بردند . » « 3 »

--> ( 1 ) . ماخوذ از همان كتاب و لغت‌نامه دهخدا ، حرف « ف » « فروغى » ( 2 ) . رضا قلى خان هدايت ، مجمع الفصحاء . ( 3 ) . ديباچهء گنجينه ، تهران ، 1266 ه . ق